پايگاه اطلاع رسانی گردشگری سفر نيوز

[نسخه مخصوص چاپ ]

SAFARNEWS.COM


بمب اتمی یا قدرت مردم؛ کدام‌یک بازدارندگی پایدار برای ایران ایجاد می‌کند؟
تاريخ خبر: سه شنبه، 12 آبان 1405 ساعت: 15:35
به گزارش ایسنا، جماران در یادداشتی با این عنوان نوشت: در جهان پرآشوب امروز، امنیت ملی به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های دولت‌ها و ملت‌ها تبدیل شده است. رقابت قدرت‌های بزرگ، منازعات منطقه‌ای، تهدیدهای نظامی، تحریم‌های اقتصادی و تحولات سریع فناوری، مفهوم امنیت را پیچیده‌تر از گذشته کرده‌اند. جنگ های تجاوز کارانه امریکا ورژیم وحشی اسرائیل به ایران عزیز ومنطقه دریک سال گذشته ، اهمیت تاملی در امنیت ملی پایدار وبازدارندگی دائمی را مضاعف نموده است . این امرموجب شده که برخی ازصاحب نظران وبالاخص آنانی که دستشان به تریبون ها عمومی ازجمله نمازهای جمعه وصداوسیما می رسد موضوع بازدارندگی دکترین دفاعی ایران درسلاح هسته ای را به چالش بکشند وعلیرغم نظر صریح رهبر شهید انقلاب مبنی برحرمت تولید واشاعه بمب هسته ای خواستار تجدید نظر دراین دکترین شوند. در چنین شرایطی، پرسشی اساسی پیش روی ملت ایران قرار دارد: برای تأمین امنیت و بازدارندگی پایدار، کدام سرمایه اهمیت بیشتری دارد؟ برخورداری از قدرت تسلیحاتی و فناوری‌های بازدارنده ازجمله بمب هسته ای، یا برخورداری از ملتی متحد، امیدوار، برخوردار از اعتماد عمومی و آماده دفاع از سرزمین و منافع ملی؟ این پرسش به معنای نادیده گرفتن اهمیت قدرت دفاعی نیست؛ که خوشبختانه طی یک ساله گذشته رزمندگان ونیروهای پرقدرت نیروهای مسلح کشور دردفاع ازایران عزیز درعمل براهمیت آن صحه گذاشتند بلکه تأکیدی بر این واقعیت است که قدرت نظامی حتی قدرت هسته ای، هرچند یکی از مؤلفه‌های امنیت ملی است، اما به‌تنهایی نمی‌تواند تضمین‌کننده امنیت پایدار یک کشور باشد. امنیت واقعی زمانی شکل می‌گیرد که قدرت دفاعی با قدرت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و سرمایه انسانی کشور وملت پیوند بخورد وموجب ارتقاء سرمایه اجتماعی ، همبستگی ووحدت ملی گردد. ۱. بازدارندگی؛ مفهومی فراتر از تسلیحات بازدارندگی در ساده‌ترین تعریف، به معنای ایجاد شرایطی است که هزینه اقدام نظامی علیه یک کشور را برای طرف مقابل چنان افزایش دهد که از تعرض و تهدید منصرف شود. در برداشت سنتی، بازدارندگی بیشتر با قدرت نظامی، تجهیزات دفاعی و توان پاسخ‌گویی تعریف می‌شود. اما در جهان معاصر، مفهوم قدرت ملی بسیار گسترده‌تر شده است. قدرت اقتصادی، توان علمی و فناورانه، ظرفیت دیپلماسی، ثبات سیاسی، انسجام اجتماعی و اعتماد عمومی نیز در محاسبات امنیتی کشورها نقش تعیین‌کننده دارند. کشوری که از نظر نظامی قدرتمند باشد، اما با شکاف‌های عمیق اجتماعی، بحران اعتماد، ضعف اقتصادی و نارضایتی گسترده مواجه باشد، ممکن است در برابر تهدیدهای پیچیده آسیب‌پذیر شود. تجربه حوادث دی ماه سال گذشته وحتی دلایل وقوع جنگ تحمیلی توسط امریکل ورژیم اسرائیل طی یک سال گذشته پیش روی ماست بنابراین، بازدارندگی پایدار محصول ترکیب متوازن مؤلفه‌های قدرت ملی است، نه صرفاً انباشت ابزارهای نظامی. ۲. قدرت مردم؛ سرمایه راهبردی امنیت ملی مردم مهم‌ترین پشتوانه امنیت و استقلال هر کشورند. قدرت واقعی یک ملت تنها در تعداد تجهیزات نظامی یا ظرفیت‌های اقتصادی آن خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در میزان همبستگی، اعتماد متقابل، امید به آینده و احساس تعلق شهروندان به سرنوشت مشترک ملی نیز تجلی می‌یابد. ملتی که به آینده خود امیدوار است، در تصمیم‌گیری‌های عمومی احساس مشارکت می‌کند، از حقوق و کرامت شهروندی برخوردار است و به نهادهای کشور اعتماد دارد، در برابر تهدیدهای بیرونی از ظرفیت تاب‌آوری بیشتری برخوردار خواهد بود. قدرت مردم در بزنگاه‌های تاریخی می‌تواند به پشتوانه‌ای بزرگ برای حفظ استقلال، تمامیت ارضی و منافع ملی تبدیل شودوایران برای همه ایرانیان باشد. از این منظر، سرمایه اجتماعی نه یک مفهوم انتزاعی دانشگاهی واجتماعی، بلکه یکی از منابع واقعی قدرت و امنیت ملی است. ۳. سرمایه اجتماعی؛ حلقه مفقوده بازدارندگی پایدار سرمایه اجتماعی را می‌توان در سه مؤلفه مهم خلاصه کرد: اعتماد عمومی: اعتماد مردم به یکدیگر، نهادهای عمومی و سازوکارهای اداره کشور. همبستگی و انسجام اجتماعی: احساس تعلق به سرنوشت مشترک و پذیرش تفاوت‌های قومی، فرهنگی، مذهبی و فکری در چارچوب هویت ملی. مشارکت و مسئولیت‌پذیری: امکان حضور مؤثر شهروندان در تصمیم‌سازی‌ها و اداره امور عمومی. هر اندازه این مؤلفه‌ها تقویت شوند، ظرفیت جامعه برای مواجهه با بحران‌ها و تهدیدهای بیرونی افزایش می‌یابد. در مقابل، فرسایش اعتماد عمومی، گسترش احساس بی‌عدالتی، محدود شدن فرصت مشارکت، فساد، تبعیض و ناامیدی اجتماعی می‌تواند بنیان‌های قدرت ملی را تضعیف کند. نکته مهم آن است که سرمایه اجتماعی با دستور و تبلیغات ساخته نمی‌شود. گرچه رئیس جمهور پزشکیان طی دوسال گذشته تلاش فراوان وقابل تقدیری برای تقویت همبستگی ملی ، اعتماد عمومی ووفاق ملی داشته اند اما اعتماد عمومی محصول تجربه روزمره مردم از عدالت، صداقت، کارآمدی، پاسخ‌گویی و احترام به حقوق شهروندی است. از این رو، بازسازی سرمایه اجتماعی باید به یک اولویت راهبردی در سیاست‌گذاری عمومی و حکمرانی وبرنامه عمل درکشور تبدیل شود واراده ملی برای تحقق وعینیت بخشی آن بسیج گردد ۴. بمب اتمی؛ بازدارندگی یا ورود به چرخه ناامنی؟ بحث درباره سلاح هسته‌ای، صرفاً بحثی فنی یا نظامی نیست؛ بلکه موضوعی پیچیده در حوزه امنیت بین‌الملل، اقتصاد سیاسی، حقوق بین‌الملل و آینده توسعه کشورهاست. طرفداران بازدارندگی هسته‌ای معمولاً بر این باورند که برخورداری از چنین توانایی‌ای می‌تواند هزینه تعرض نظامی را افزایش دهد و مانع تهدیدهای خارجی شود. در مقابل، منتقدان تأکید می‌کنند که گسترش تسلیحات هسته‌ای ممکن است به رقابت تسلیحاتی، افزایش سوءمحاسبات، تشدید بی‌اعتمادی و مخاطرات انسانی و زیست‌محیطی منجر شود. برای ایران نیز این موضوع باید در چارچوبی جامع و با در نظر گرفتن همه پیامدهای امنیتی، اقتصادی، سیاسی و بین‌المللی بررسی شود. پرسش اساسی این نیست که آیا قدرت نظامی اهمیت دارد یا خیر؛ بلکه این است که آیا می‌توان امنیت پایدار را صرفاً از مسیر نظامی تأمین کرد؟ تجربه و منطق روابط بین‌الملل نشان می‌دهد که امنیت پایدار نیازمند ترکیبی از توان دفاعی متناسب، دیپلماسی مؤثر، توسعه اقتصادی، روابط سازنده بین‌المللی و پشتوانه اجتماعی قدرتمند است. هیچ ابزار نظامی نمی‌تواند به‌تنهایی جایگزین اعتماد عمومی، رضایت اجتماعی و مشروعیت نهادی شود. ۵. ضرورت بازسازی رابطه دولت و ملت اگر قرار است قدرت مردم به یکی از پایه‌های اصلی بازدارندگی ملی تبدیل شود، باید رابطه دولت و ملت بر مبنای اعتماد، مشارکت و مسئولیت متقابل بازسازی شود. این امر مستلزم توجه جدی به چند ضرورت است: نخست؛ تقویت حکمرانی پاسخ‌گو: مردم باید بتوانند عملکرد نهادهای عمومی را ارزیابی کنند و در برابر تصمیمات و سیاست‌های عمومی، پاسخ روشن دریافت کنند. دوم؛ عدالت و مبارزه واقعی با فساد: احساس عدالت و برخورد برابر با شهروندان، از پایه‌های اعتماد عمومی است. مبارزه با فساد باید شفاف، مستمر و فارغ از ملاحظات جناحی باشد. سوم؛ به رسمیت شناختن تنوع اجتماعی و سیاسی: جامعه ایران جامعه‌ای متکثر است. تفاوت دیدگاه‌ها، سلایق و گرایش‌ها نباید به عاملی برای حذف و طرد تبدیل شود. مدیریت هوشمندانه تفاوت‌ها می‌تواند به تقویت وحدت ملی بینجامد. چهارم؛ فراهم کردن زمینه مشارکت مؤثر مردم: مشارکت شهروندان واحزاب در تصمیم‌سازی‌ها، فعالیت‌های مدنی، تشکل‌های اجتماعی و اداره امور کشور باید واقعی و اثرگذار باشد. پنجم؛ امیدآفرینی از مسیر بهبود زندگی مردم: امنیت ملی با کیفیت زندگی شهروندان ارتباط مستقیم دارد. اشتغال، رفاه، آموزش باکیفیت، فرصت‌های برابر و چشم‌انداز روشن برای نسل جوان، بخشی از زیرساخت‌های امنیت ملی‌اند. ۶. بازتعریف قدرت ملی در عصر جدید در جهان امروز، قدرت کشورها فقط با توان نظامی و اقتصادی سنجیده نمی‌شود. علم، فناوری، آموزش، نوآوری، سرمایه انسانی، قدرت فرهنگی و توانایی ایجاد همکاری‌های بین‌المللی، از عناصر اصلی قدرت ملی به شمار می‌روند. ایران با برخورداری از سرمایه انسانی ارزشمند، ظرفیت‌های علمی و فرهنگی و موقعیت راهبردی منطقه‌ای، می‌تواند امنیت و اقتدار خود را بر مجموعه‌ای متوازن از این ظرفیت‌ها استوار سازد. در این مسیر، تقویت دانشگاه‌ها، توسعه فناوری‌های نوین، ارتقای کیفیت آموزش، حمایت از نخبگان، افزایش بهره‌وری اقتصادی و گسترش دیپلماسی علمی و فرهنگی، صرفاً برنامه‌های توسعه‌ای نیستند؛ بلکه سرمایه‌گذاری برای افزایش قدرت ملی و کاهش آسیب‌پذیری کشورند. قدرتی که از دانش، اعتماد، مشارکت و توسعه برمی‌خیزد، ظرفیت بیشتری برای استمرار و سازگاری با تحولات آینده دارد. سخن پایانی: بمب اتم یا ملت اتمی؟ مسئله اصلی ایران، انتخاب میان قدرت دفاعی و قدرت مردم نیست. کشور برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی خود به توان دفاعی متناسب و بازدارندگی مؤثر نیاز دارد؛ اما این توانایی زمانی از پشتوانه‌ای پایدار برخوردار می‌شود که بر پایه جامعه‌ای منسجم، امیدوار، برخوردار از اعتماد عمومی و دارای احساس تعلق به سرنوشت ملی استوار باشد. شاید بتوان گفت بمب اتم، در برداشت نظامی، نمادی از قدرت تخریب است؛ اما «ملت اتمی» نمادی از قدرتی متراکم، آگاه، خلاق، متحد و سازنده است؛ ملتی که دانش تولید می‌کند، اقتصاد می‌سازد، در برابر بحران‌ها تاب‌آوری دارد و با اعتماد به آینده، از استقلال و منافع ملی خود دفاع می‌کند. ایران برای آینده‌ای امن‌تر، بیش از هر چیز به بازسازی پیوندهای اجتماعی، احیای اعتماد عمومی، تقویت امید ملی و بهره‌گیری از همه ظرفیت‌های انسانی و علمی خود نیاز دارد. امنیت پایدار نه فقط در قدرت سلاح، بلکه در قدرت ملتی ریشه دارد که کشور خود را از آنِ خویش می‌داند و برای آینده آن احساس مسئولیت می‌کند. شاید مهم‌ترین راهبرد امنیتی ایران در عصر جدید این باشد: ساختن ایرانی قدرتمند با مردمی توانمند، امیدوار، متحد و برخوردار از اعتماد متقابل؛ زیرا هیچ قدرتی جایگزین قدرت یک ملت زنده و همراه نمی‌شود.