طنز؛ آب نیست یعنی اصلا نیست!
پنجشنبه، 17 اسفند 1396     ساعت: 11:14
میثم ابراهیم نژاد بازرگانی در ستون طنز روزنامه قانون نوشت: امروزه یکی از مشکلات بسیار مهم کشور، مساله کم آبی است. تا آنجایی‌که حافظه‌ام یاری می‌کند، ما ایرانی‌ها تا یک زمانی مشکل کم‌آبی و بی‌آبی را اصلا جدی نمی‌گرفتیم و مثل بيشتر موارد اعتقاد داشتیم کم‌آبی و این حرف‌ها توطئه‌ای بیش نیست یا «کار خودشان» است یا «کار تحریم‌ها»! اما بعد از گذشت چند سال و تبلیغات صدا و سیما و هشدارهای رسانه‌ها و افراد متخصص فهمیدیم که انگار راستی راستی «آب هست، ولی کم هست!». طبق تحقیقات دانشمندان، زمانی که ما ایرانیان فهمیدیم که واقعا با فاجعه کم آبی رو‌به‌رو هستیم، استرس عجیبی همه‌ ما را فرا گرفت و عرق شرم و خجالت و ناامیدی بر چهره‌مان نشست. کمی که بیشتر فکر کردیم، حس بدی بر ما غلبه کرد و از ترس بی‌آبی در چند سال آینده، مانند پیشانی‌مان، در جاهای دیگر بدن‌مان هم عرق شرم ایجاد شد و ما مجبور شدیم برای برطرف کردن بوی گند این عرق، برویم حمام. داخل حمام همینجور که آب شرب گرم روی تن‌مان می‌ریخت یک حالت خلسه‌ای بهمان دست داد و دوباره به این نتیجه رسیدیم که این هشدارها و جوسازی‌ها یا «کار خودشان» است، یا «کار برجام» یا «کار داعش». بنابراین هدر رفتن آب را جدی نگرفتیم و با صدای بلند گفتیم «حالا اگه من دو دقیقه زودتر از زیر دوش بیام بیرون با این آب، شالیزارهای شمال رو آبیاری می‌کنید!؟» و بدین ترتیب صدا پیچید و ما خوش‌مان آمد و ذوق مرگ شدیم و هی آب را «آوووب» گفتیم تا حامد همایونش را زیادتر کنیم! اما افرادی که آب را هدر می‌دهند، به طورکلی به دسته‌های زیر تقسیم می‌شوند: 1- دسته اول به گیمرهای آبی معروفند؛ این افراد علاقه وافری به هدایت شن و ماسه و سنگ‌های کوچک از لا‌ به لای موزاییک‌ها و سنگفرش‌ها دارند! یعنی شلنگ آب دست‌شان است و جوری با دقت یک سنگریزه را از لا‌به‌لای موزاییک‌های جلوی مغازه یا محل زندگی‌شان به سمت دیگر هدایت می‌کنند که انگار دارند «کال‌ اف دیوتی» بازی می‌کنند! 2- دسته دوم کسانی هستند که در حمام و دستشویی به فکر فرو می‌روند و تا راه حل مسائل‌شان از معادله لاگرانژ تا نحوه تامین مایحتاج شب عید و پرداخت کردن قسط‌ها را پیدا نکنند، همینجور آب را باز می‌گذارند تا شاید فرجی حاصل شود! البته این طرز حل مسائل، ریشه در فرهنگ علمی جهان دارد چنانکه ارشمیدس هم در حمام مسائلش را حل می‌کرد و در آخرین مورد با فریادهای «یافتم... یافتم» و بدون لباس مناسب، طوری بیرون دوید که اگر آن زمان در شهرشان محل مناسب داشتند، وزارت کشورشان ارشمیدس و یافته‌هایش را با هم در محل مناسب نگه می‌داشت! دسته سوم افرادی هستند که مدام ماشین می‌شویند. این افراد اگر خودشان هم حمام نروند دوست دارند یک روز در میان اتومبیل‌شان را بشویند و با لوسیون و شامپوهای مختلف وسیله نقلیه‌شان را برق بیندازند. غافل از اینکه آه کسانی که در بی‌آبی گرفتار شده‌اند در کفترهایی که قضای حاجت دارند تجلی یافته است. پس بدنه ماشین مربوطه به بلایی گرفتار می‌شود که دیگر با هیچ شوینده آنزیم‌داری هم قابل پاک کردن نیست!