قرارداد ۲۵ساله با چین، به ایران کمک می‌کند؟
يکشنبه، 8 فروردين 1400     ساعت: 11:54
برترین‌ها: هادی خسرو شاهین، تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل در اینستاگرامش نوشت: انتظارات ايران و چين از قرارداد٢٥ساله همسو نيست. نخبگان سياسي ايران در مورد چين و روسيه دچار يك سوتفاهم بنيادين هستند؛آن هم ناشي از ذهنيت اسطوره اي حاكم بر تصميم سازان است كه موجد ديدگاه سياه و سفيد به منطقه و جهان مي شود.در اين چارچوب فكري اگر روس ها با ايران وارد همكاري نظامي در سوريه مي شوند ؛به منزله فاصله گرفتن اين قدرت بزرگ از رقباي ايران است و يا اگر چين با تهران قرارداد٢٥ساله را امضا مي كند ؛مساوي با صفر كردن يا سرد شدن روابط اين قدرت جهاني با سعودي و اسراييل است. اما اين ديدگاه كوچكترين همخواني با واقعيت ندارد و هر دو بازيگر در منطقه خاورميانه از استراتژي معامله‌گرایانه یا بده‌بستان (quid pro quo) پيروي مي كنند.يعني اين دو بازيگر بدنبال گسترش همزمان روابط با چهار بازيگر كليدي منطقه يعني ايران،اسراييل،تركيه و عربستان هستند.چنين روابطي باعث مي شود كه قدرت مانور روسها و چيني ها در ماتريس خاورميانه به شدت گسترش پيدا كند.اين در حاليست كه آمريكا به عنوان مهمترين رقيب اين دو بازيگر جهاني از روابط حسنه با يكي از محورهاي مهم منطقه يعني ايران محروم است. رقابتهاي رئال پليتيك ميان اين چهار بازيگر منطقه آنچنان وسيع و گسترده است كه باعث وضعيت همكاري در يك نقطه و رقابت در نقطه ديگر شده است؛بطور مثال نفوذ ايران در شام باعث نگراني مشترك اسراييل،عربستان و تركيه است اما همزمان با آن همكاري اسراييل،تركيه و آذربايجان باعث نگراني مشترك ايران و عربستان مي شود؛همين مساله باعث وضعيت رقابت هاي غير قابل پيش بيني و اتحادهاي تاكتيكي شده است؛در چنين بستري براي روسيه و چين بهتر است كه با همه محورها جهت حداكثرسازي منافع وارد روابط شوند؛امري كه ايالات متحده در حال حاضر از آن محروم است؛در واقع اين دو بازيگر در حال اجراي پروژه اي هستند كه تمام راهكارهاي بحران هاي منطقه اي به مسكو و پكن ختم شود و براي جا انداختن اين الگو هم هيچ ابايي ندارند همزمان روابط خوبي با حكومت مركزي افغانستان و طالبان داشته باشند؛ارتباطات موثري با حكومت اسد و مخالفانش داشته باشند و يا همزمان با تهران روابط بسيار ويژه اي با دشمن قسم خورده آن يعني اسراييل برقرار كنند. منطق اتحادهاي تاكتيكي كاملا در آنكارا،رياض و تل آويو فهم شده است امري كه ايران جز حوزه افغانستان از كاربست آن بدليل ذهنيت اسطوره اي هراس دارد.معناي قرارداد٢٥ساله ايران با چين در چنين بستري قابل فهم است و هر تعبيري غير از اين خيالبافي و مبتني بر رمانتيسم و برخلاف منطق عقلانيت در تصميم گيري هاست؛ از اين حيث سياست خارجي ايران بسيار انعطاف ناپذير،كند و همواره عقب تر از سرعت بالاي پويايي هاي منطقه اي است.ايران در شرايط امروز علاوه بر آمريكا و اروپا تقريبا از روابط كيفي با سه محور مهم منطقه اي نيز بي بهره است ؛در حاليكه انكارا جديدا با فهم منطق اتحادهاي تاكتيكي در حال گرم كردن روبط خود با رياض و تل آويو است.اين يعني كاهش فرصت ها و افزون شدن تهديدات و در اين ميان قرارداد ٢٥ساله في نفسه به ما كمك نمي كند؛فراموش نكنيم كه وزير خارجه چين پيش از تهران و امضاي قرارداد٢٥ساله ديدارهاي گرم و صميمانه اي با رهبران سعودي و تركيه داشت.